تبليغاتX
عکس شعر

تصویر غرور آفرین رییس جمهور انقلابی بر پیراهن نازی های افراطی آلمان - ما که از فرط غرور اشک در چشمانمان حلقه زد - به جون خودم از خود هیتلر هم معروفتره!

حدود یک سال و نیم است که وبلاگ عکس شعر را با کمک دوستان بزرگوارم خولیو و کولیو به روز رسانی کردیم و هدفمان این بود که خدمتی به جامعه مطبوعاتی کشورمان کرده باشیم. بدیهی است که هیچ خبر گزاری ای در طی این یک سال و نیم به گرد پای ما هم نرسیده است و لکن بار گران اطلاع رسانی به اذهان شما عزیزان بسیار سنگین و حمل آن بار طاقت فرسا و لذا ادامه این راه نیاز مند سوراخی به کالیبر ماتحت مورچه است.

شعر :

اگر تنگ بودیم روز الست

گهی تند و چابک٬ گهی سست و مست

کنون از گشادی به تنگ آمدم

کنون درب وبلاگ باید ببست!

آری٬ الیوم طی جلسه محرمانه ای که با دوست عزیز کولیو داشتم با رای اکثریت تصمیم گرفتیم که این خبرگزاری را پیش از توقیف٬ متوقف نماییم. اما هر چه جان کندیم دلمان نیامد درب این خبر گزاری را ببندیم.راستش اصلا در توانمان هم نبود چنین در عظیمی را ببندیم.

شعر :

هر مرد که در ِ بلاگ ما دید

ناگاه به خشتک خودش رید

هر کس که بخواست تا ببندد

باید که به ریش(؟) عمه اش بخندد

 

لذا مجددا جلسه ای با حضور اکثریت (بنده حقیر و کولیوی گنده) تشکیل شده و تصمیم بر آن شد که ادامه این راه را به جوانترها بسپاریم و خود به عنوان پیش کسوت ناظر بر ماجرا باشیم.

اکنون با اندوه فراوان چهار گوشه این وبلاگ را بوسیده و از شما عزیزان دعوت می نماییم ما را در ادامه این راه یاری دهید. لازم به ذکر نیست که این وبلاگ بیش از ۶۲هزار بازدید را در طی این یک سال ونیم داشته و البته به لحاظ محتوا ارزش آن از مثنوی معنوی هم بیشتر است.

دوستانی که مایل اند مدیریت وبلاگ را در اختیار گیرند ضمن گذاشتن کامنت رزومه خود را به پست الکترونیک وبلاگ ارسال نمایند.پس از بررسی تقاضاهای شما عزیزان تصمیمات مقتضی(مغتزی؟ مقتظی؟ مغتذی؟ مقتذی؟ مغتضی؟) اتخاذ و در اسرع وقت به اطلاع ایشان خواهد رسید.

سینسرلی یورز!

 

پ ن ۱ : "کنون از گشادی به تنگ آمدم" خداییش صناعات ادبی رو حال کردین؟! قربون خودم بشم با این همه قریحه

پ ن ۲ : ماوس خود را لحظاتی بر روی دماغ آقای آلمانی نگه دارید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 22:41  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ترجمه: خواهر گرامی٬ از پوشیدن هر گونه لباس مهیج خود داری کنید تا  کمتر مورد اذیت و آزار  نیروی انتظامی قرار گیرید!

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 22:15  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دستم بگیر

دستم را تو بگیر

التماس دستم را بپذیر...

 

پ ن ۱: سمت چپ تصویر بالای سر خانم محجبه محل پخش موزیک را نشان می دهد!

پ ن ۲: با تشکر از فرامرز اصلانی و هیئت متوسلین به چفیه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:30  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

پ ن ۱ : آپدیت رو نپیچون حسن!

پ ن ۲ : اوضاع خیلی خراب است! می ترسم آپدیت کنم، برق مان قطع شود!

پ ن ۳: اگه نفهمیدی اوضاع چیو می گم٬ اگه نفهمیدی چی خرابه٬ اگه نفهمیدی برق چیه٬ اگه نمی دونی کی برقو قطع کرد : یو آر آن هالیدی!

پ ن ۴: هالیدی همان holiday است!

پ ن ۵ : holiday يعني تعطيلات!

پ ن 6 : اگه هنوز نفهميدي، ديگه لازم نيست بفهمي، ...!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 0:17  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ناف بر باد مده تا مدهی بر بادم

ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم

نوکرتم من احمدی نژادم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:19  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

جوانان ما باید از عاشق شدن نترسند.

نترس از عاشق شدن

پروردگارا

بیا اون با من!

پ ن :وسط اتوبان صدر - عکس از خبرگزاری عکس شعر پرس

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:20  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

ببین چه انعطافی داره لامذهب!

چه قری

چه کمری

الهی محافظ هات قربونت برن!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 0:20  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دیشب صدای عرعر از بیستون نیامد

شاید به خواب شیرین محمود رفته باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 16:55  توسط یولیو |  |مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin